روایت تفحص


وقتی «مجید» سقای شهدای فکه شد

 مجید پازوکی خاک ها را کنار زد، پیکر دو شهید در کنار سیم خاردار نمایان شد، او قمقمه آب را برداشت و روی صورت شهدا ریخت، آب می ریخت و گریه می کرد و می گفت: «بچه ها ببخشید اون شب بهتون آب ندادم، به خدا نداشتم».

خبرگزاری فارس: 
وقتی «مجید» سقای شهدای فکه شد

  شهید «مجید پازوکی» برای بچه های تفحص نام آشنایی است؛ او یکی از بسیجیان غریب و گمنام هشت سال دفاع مقدس بود که بعد از پایان جنگ نیز راهی مناطق عملیاتی شد و تا پای جان به دنبال پیکر مطهر همرزمان شهیدش بود. مجید هم مزد زحماتش را گرفت و در منطقه فکه در حالی که مسئول تفحص لشکر 27 حضرت رسول(ص) بود به قافله شهدا پیوست.

                                                            ***

هر وقت از جستجو برمی گشتیم، قمقمه من خالی بود اما قمقمه مجید پازوکی پر بود، لب به آب نمی زد، انگار دنبال یک جای خاص بود.

نزدیک ظهر روی تپه کوچک در فکه نشسته بودیم، حالت مجید خیلی عجیب بود، با تعجب به اطراف نگاه می کرد، یکدفعه بلند شد و گفت: «پیدا کردم، این همون بلدوزره است!»، بعد هم سریع به آن سمت رفت.

در کنار بلدوزر یک خاکریز کوچک بود، کمی آن طرف تر یک سیم خاردار قرار داشت، مجید به آن سمت رفت، انگار اینجا را کاملاً می شناخت!

خاک ها را کمی کنار زد، پیکر دو شهید در کنار سیم خاردار نمایان شد، مجید قمقمه آب را برداشت و روی صورت شهدا ریخت، آب می ریخت و گریه می کرد و می گفت: «بچه ها ببخشید اون شب بهتون آب ندادم، به خدا نداشتم...».

مجید روضه خوان شده بود و ...

شهیدان راه بصیرت

سربرگ زندگی‌ام حسرتی است از دور بودن از شما و خاطرات آن روزهای با شما بودن، بار سنگینی بر وجودم گذاشته است و جدا شدن از راه شما مرا از دیدن حقیقت محروم ساخته و دل را دلبسته دنیا کرده. عمرم به نیم گذشت و تازه فهمیدم که عشق هم وجود دارد، و برای زندگی کردن باید عاشق باشی و مانند این آدمیان ماده‌طلب، عمر را تَلَفگاه روزگار نکنی.

در شهادت سری است که فقط شهیدان از آن آگاهند و ما چه می‌دانیم که شهیدان چگونه به مرحله‌ای رسیدند که کارشان فقط برای رضای حق بود، نمازشان بوی بندگی می‌داد، دعایشان بوی دلتنگی کوچه‌های کربلا می‌داد و هنگام شهادت ذکر یازهرا (س) به لب داشتند.

دنیا دیگر در دیدگانش کوچک‌تر از آن بود که خود را دلبسته آن کنند، آخر آنان معنی عشق را فهمیدند و جاذبه زمین قدرت آن را ندارد که به سالکان عشق قانون‌های مادی را دیکته کند و ما آدمیان با اینکه هزاران کتاب در وصف عشق نگاشته‌ایم، هنوز نمی‌دانیم عشق چیست.

چه خوش است که انسان به مرحله‌ای برسد که یقین خواندش و در این حال، فرشته‌ها برایت لونگ شرمندگی می‌اندازند و منادی رجیم از ناسپاسی خود در درگاه حق تعالی گریان می‌شود و بر خود هزاران لعنت می‌فرستد.

آری مقام شهادت در گستره ولایت رقم می‌خورد و شهید «حمید صالح نژاد» پیش از اینکه به شهادت برسد نیز شهید بود؛ او دیگر تاب دنیا را نداشت و می‌خواست با خون خود باران رحمتی بر این زمین سله بسته دنیا که مثل منی در آن فرو رفته‌ام، فرود آید.

ما تا روزی که ندای زلزال بر کوه‌ها افکنده می‌شود، شرمنده خون شهیدان خواهیم بود، شهید را باید شهید وصف کند نه آن کسی که هنوز در کلاس آغازین بندگی درمانده و هر آینه با تبصره توبه قبول می‌شود.

شهیدان عاشق خدا شدند و عشق را نردبانی برای رسیدن به او ساختند و خونشان بهای پروازشان بود و آنان مهمان ویژه خدا شدند و اکسیر عند ربهم یرزقون پاداش این چنین مهمانی خواهند بود.

گر چه در باغ شهادت را بسته‌اند ولی نگهبانی به نام «لیاقت شهادت» بر آن نهاده‌اند تا که دوستان را با دم ولایی خود از روزنه سعادت به پیش یاران سلامگو راهنمایی کنند، و این من جا مانده از قافله شهیدان در حسرت این چنین مقامی اشک ذلت بر گُرده ندامت می‌خورم و در آرزوی پرواز به پرستوی بهاری غبطه می‌خورم و شب را به امید فردایی که شاید من هم لیاقت آسمانی شدن یابم سر می‌کنم.

در مقدمه، به دنبال پاسداشت نعمت‌هایی هستیم که در پرتو سال‌های جهاد و شهادت نصیب یک ملت گردیده است. با این وصف، وظیفه ماست تا در برنامه‌ریزی‌های فرهنگی مربوط به گرامی داشت یاد شهدا، با نگاهی فراتر از یک یادآوری، به اصل درونی شکرگذاری از این نعمت الهی توجه داشته باشیم. بررسی دستاوردهای علمی، صنعتی، امنیتی، معنوی و . . . جنگ تحمیلی البته به فرصتی بیش از این مقال نیاز دارد.

آنچه که باید نگرش ما را به خود معطوف دارد، نحوه ابراز شکر و سپاس به ساحت آفرینندگان این دوران طلایی است. وظیفه ما در قبال شهدا نیز مقوله‌ای جدا از آنچه بیان شد، نیست. سپاس به ساحت شهیدان وادی عشق و ایمان را نمی‌توان تنها با چاپ چند پوستر و نصب پارچه نوشته‌های کلیشه‌ای ادارات و نهادها و غبارروبی از مزار آلاله‌ها ابراز کرد.

آنچه تشکر ما را نسبت به نعمتی که حاصل رشادت و جانبازی فرزندان عاشورایی حضرت روح‌الله است، معنا می‌بخشد، حرکت در راستای آرمان‌ها و مطالباتی است که شهدا به خاطر آن از هستی مادی خود گذشتند.

شاید اغلب شهدای دفاع مقدس از سن پایین و تحصیلات متوسط کلاسیک برخوردار بودند (که البته باید با توجه به شرایط همان روز مورد ارزیابی قرار بگیرد) اما چه کسی است که وصیت نامه‌ها و دلنوشته‌های شهدا را خوانده باشد و آنها را شهیدان راه بصیرت لقب ندهد؟ کدام شهید را سراغ دارید که در مواجهه با این پرسش که چرا خانواده و زندگی و جوانی و موقعیت‌های مادی خود را رها کرده و به دنبال سرنوشتی به ظاهر نامعلوم رفته است، پاسخی قانع کننده نداشته باشد؟

بالاترین شاخص در اثبات بصیرت شهدا، درک صحیح از اولویت‌های عصر خود است. آنها با دل پاک و ایمان مستحکم و ذهن حق‌طلب خود بصیرت دینی و انقلابی یک جوان مسلمان ایرانی را به زیبایی ترسیم نمودند.

چه بسا افرادی که با ادعای روشنفکری و صاحب نظری و غیره یا به بهانه اشتغالات و پرداختن به مسائل دست چندمی و کم اولویتی مانند خدمت به ارباب رجوع! و پرکردن سنگرهای اقتصادی و علمی و سیاسی و غیره، حتی برای یک لحظه در هیچ عملیاتی سلاح به دست نگرفتند.

از فرماندهان رشیدی چون چمران‌ها، صفویان‌ها و صالح‌نژادها گرفته تا یک رزمنده تکاور بسیجی، هر یک به تناسب شرایط خود می‌توانستند خدمت در عرصه‌های دیگر انقلاب را بهانه‌ای برای عدم حضور مستقیم در ستیز در معرکه‌های آتش و خون قرار بدهند و امروز نیز با ژستی انقلابی به طلبکاری از نظام و مردم روی بیاورند.

پس خدایا ما را در ادامه این راه سخت یاری فرما و توفیق رسالت زینبگونه را بما عطا بفرما. خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار. 

نویسنده: سید عزیزالله پژوهیده

ردیابی 7 هزار شهید در عراق


فرمانده کمیته جستجوی مفقودین دفاع مقدس خبر داد
ردیابی 7 هزار شهید در عراق / 500 نقطه ‌کشور متقاضی ‌تدفین ‌شهدا

فرمانده کمیته جستجوی مفقودین دفاع مقدس از ردیابی 7 هزار شهید دفاع مقدس در خاک عراق خبر داد و گفت: در محرم امسال شهدای تفحص‌شده تشییع می‌شوند.

خبرگزاری فارس: ردیابی 7 هزار شهید در عراق / 500 نقطه ‌کشور متقاضی ‌تدفین ‌شهدا

سردار سیدمحمد باقرزاده در حاشیه سفر به مازندران در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار حوزه فرهنگی خبرگزاری فارس در ساری از ردیابی 7 هزار شهید دفاع مقدس در خاک عراق خبر داد.

وی با اشاره به اینکه در بین شهدای مفقود تعدادی خلبان نیز هستند، اظهار داشت: با هماهنگی دولت عراق درصدد تفحص شهدای دوران دفاع مقدس هستیم.

باقرزاده از به‌کارگیری تیم جدیدی در فاو و جزیره مجنون به منظور تفحص شهدای دفاع مقدس خبر داد و ادامه داد: برای محرم سال جاری شهدای تفحص شده تشییع می‌شوند.

500 نقطه کشور متقاضی تدفین شهدا

این مسئول خاطرنشان کرد: متقاضیان تدفین شهدا در کشور بیش از 500 نقطه است.

عيد غدير

عيد غدير والاترين عيد اسلامي

 

 

عيد غدير، عيد الله الاکبر و عيد آل محمد و ارزشمندترين و والاترين عيد اسلامي‏ است. هيچ روزي در طول سال، فرخنده‏ تر و مبارک‏تر از اين روز مقدس نزد شيعيان اهل‏بيت نيست. امام صادق سلام الله‏ عليه مي‏فرمايد:

«ان يوم غدير خم بين الفطر و الاضحي و الجمعه کالقمر بين الکواکب...» روز عيدغدير خم در ميان سه عيد فطر و قربان و جمعه، مانند درخشندگي ماه در ميان‏ ستارگان است. چه تعبير ظريفي امام دارد که عيد غدير را تشبيه به ماه کرده است وديگر اعياد را به ستاره; زيرا در اين روز بزرگ بود که خداوند اعلام کرد: امروزدين را بر شما تکميل کردم و نعمتم را بر شما به اتمام رساندم «اليوم اکملت‏لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الاسلام دينا». نعمت‏ بزرگ اسلام که ازهر نعمتي ارزنده‏ تر و گران‏بهاتر است، کامل نمي‏شود و محقق نمي‏گردد جز با ولايت علي‏ عليه السلام «و مانودي بشي‏ء مثل ما نودي بالولايه‏». محب الدين طبري از علماي بزرگ اهل سنت نقل مي‏کند که رسول خدا(ص) فرمود: «اذاجمع الله الاولين و الاخرين يوم القيامه و نصب الصراط علي جسر جهنم، لم‏يجزها احدالا من کانت له براءه بولايه علي بن ابي طالب‏».  در روز قيامت که خداوند تمام مردم را جمع مي‏کند و صراط بر پل دوزخ زده مي‏شود،هيچ کس از آن نمي ‏گذرد جز کسي که با ولايت علي ابن ابي‏طالب، گذرنامه بي‏زاري وبرائت از جهنم را داشته باشد. ولايت علي(ع) همان دين حنيف است که فرمود:

«فاقم وجهک للدين حنيفا فطرت الله التي فطر الناس عليها». پس اي پيامبر (همراه با پيروانت) به سوي آيين پاک اسلام روي‏ آور که فطرت الهي‏ است و مردم بر آن مفطور شده ‏اند.

و ولايت علي همان طريقه و روش صحيح زندگي است که اگر مردم آن روش را برگزينند،خداوند در روز رستاخيز، از آب گواراي حوض کوثر به دست علي عليه السلام‏ سيرابشان مي‏گرداند. «و ان لو استقاموا علي الطريقه لاسقيناهم ماء غدقا.»  و ولايت همان نعمتي است که حتما از آن سؤال مي‏شود که با آن چگونه رفتار کرديد«ثم لتساءلن يومئذ عن النعيم‏.»  آلوسي، مفسر بزرگ اهل سنت در تفسير کبير روح المعاني پس از ذکر آيه شريفه‏«وقفوهم انهم مسئولون‏» و آنان را متوقف کنيد و ايست‏ بدهيد که مسئوليت دارند وبايد پاسخگو باشند، در ذيل تفسير اين آيه، اقوال گوناگوني را نقل مي‏کند و سپس‏ نتيجه مي‏گيرد و مي‏گويد:

«سزاوارترين و صحيح ترين سخن اين است که در آن روز از عقايد و اعمال انسان‏ سؤال مي‏شود و از همه مهم‏ تر و عظيم‏ تر، قطعا ولايت علي کرم الله وجهه است‏». و در اين روز بزرگ که يادآور نصب و تعيين اميرالمؤمنين به دست مبارک رسول‏ اکرم صلي الله عليه و آله وسلم و به امر پروردگارش است، بايد اين فطرت الهي‏ را در دل‏ها زنده کرد و پرده‏ هاي ظلمت و جهالت و تارهاي ناداني و غفلت‏ را ازديدگان غافلان برداشت تا بر طريقه حق پايدار گردند و به صراط مستقيم الهي روي‏ آورند و دينشان کامل شود. مفضل از امام صادق عليه السلام مي‏پرسد:

مولاي من! آيا به من دستور مي‏دهي که‏ اين روز را روزه بداريم؟ حضرت پاسخ مي‏دهد: «اي و الله اي و الله انه اليوم الذي نجي فيه ابراهيم‏من النار فصام لله شکرا لله عزوجل ذلک اليوم، و انه اليوم الذي اقام رسول الله‏ اميرالمؤمنين علما و ابان فضله و وصيته، فصام ذلک اليوم، و ذلک يوم صيام وقيام و اطعام الطعام و صله الاخوان و فيه مرضاه الرحمن و مرغمه الشيطان‏». آري، به خدا قسم آري، به خدا قسم! اين همان روزي است که خداوند، حضرت‏ ابراهيم را از آتش رها ساخت، پس او به شکرانه اين لطف الهي، اين روز را روزه‏ گرفت. و همانا اين روز، روزي است که رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم اميرالمؤمنين عليه السلام را بر مردم نصب کرد و بزرگواري و فضلش رانمايان ساخت و او را وصي و جانشين خود قرار داد، پس او هم در اين روز، روزه ‏گرفت و اين روز، روز روزه گرفتن و دعا کردن و مسلمانان را اطعام نمودن و به‏ ديدار برادران ديني رفتن است و در اين روز، رضايت‏ خداي رحمان به دست مي‏آيد وبيني شيطان به خاک ماليده مي‏شود

امام صادق عليه السلام اعمال اين روز مهم را در چهار چيز خلاصه مي‏کند:

1/ صيام: در برخي روايات وارد شده که روزه اين روز برابر است‏ با صد بار حج‏ و صد بار عمره. و در روايت ديگري، کفاره شصت‏ سال گناه است. پس حتما برادران وخواهران به اين فضيلت ‏بسيار مهم توجه کنند و حتما آن را روزه بدارند.

2/ قيام: اصطلاحا قيام بر عبادت و زنده نگه داشتن اين يوم الله با مناجات ودعا و استغفار، اطلاق مي‏شود ولي ممکن است قيام کنايه از استقامت و پايداري درراه حق و قيام در برابر دشمنان اسلام و مسلمين و مبارزه با طاغوت‏ها و ستم‏ پيشگان‏ باشد.  بهر حال خود قيام عليه باطل و جهاد در راه خدا، نيز يک عبادت بزرگ است‏ بلکه‏ از اهم فرائض و واجبات است.

3/ اطعام الطعام: مهماني کردن و اطعام نمودن برادران باايمان از ويژگي‏ هاي‏ تمام اعياد به ويژه اين عيد بزرگ است که بر آن تاکيد شده است. و قطعا خرسندنمودن مؤمنين، از برترين عباداتي است که رضايت پروردگار را به دنبال دارد.

4/ صله الاخوان: احسان و نيکي به برادران مؤمن و ديد و بازديد و زيارت آنان‏ پيوسته از اعمال بسيار پسنديده و نيکو است ولي در اين روز، تاکيد بر آن شده‏است. در روايت دارد که هر وقت‏ با برادر مومني ديدار کرديد، براي تهنيت‏ به اوبگوييد: «الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکين بولايه اميرالمؤمنين والائمه‏ عليهم السلام‏» سپاس و حمد خداي را که ما را جزء تمسک‏ جويان به ولايت اميرمومنان وديگر امامان درود خداي رحمان بر آنان قرار داد.

 فرا رسيدن اين اعياد بزرگ اسلامي را به مقام شامخ ولي الله الاعظم ارواحنالتراب مقدمه الفداء، علماي اعلام، مقام معظم رهبري، ملت‏ بزرگ ايران و عموم‏ مسلمانان و شيعيان و پيروان امامان، تبريک و تهنيت عرض نموده، از خداي بزرگ‏ خواهانيم ما را جزء شيعيان و ولايت‏ پذيران واقعي قرار دهد.

 

گلی گم کرده ام...

طالبین خون حسین(ع)

کشف پیکر مطهر شهید با سربند "طالبین خون حسین"

روزی که نورعلی از دست «آقا» درجه گرفت

روزی که نورعلی از دست «آقا» درجه گرفت+عكس

تصاویر زیر عکس هایی کمتر دیده شده از این کشاورززاده اهل روستای ینگجه از توابع سر ولایت شهرستان نیشابور و علمدار وحدت در میان قبال و طوایف جنوب شرق کشور است که تقدیم مخاطبین مشرق می‌شود.

به گزارش مشرق، سردار شهید نورعلی شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه و فرمانده قرارگاه قدس در جنوب شرق، در تاریخ 26 مهر 1389 در آخرین عملیات تروریستی و انتحاری گروهک ریگی (تا قبل از دستگیری سرکرده این گروهک) در منطقه «پیشین» سیستان و بلوچستان به همراه سردار محمدزاده فرمانده سپاه این استان و چندین نفر دیگر از نیروهای سپاه و سران قبایل بلوچ به شهادت رسید.
 
تصاویر زیر عکس هایی کمتر دیده شده از این کشاورززاده اهل روستای ینگجه از توابع سر ولایت شهرستان نیشابور و علمدار وحدت در میان قبال و طوایف جنوب شرق کشور است که تقدیم مخاطبین مشرق می‌شود.
 
باشد که در روز محشر ما را از شفاعت خود محروم نکند.
 
 
اعطای درجه سرتیپی به سردار شوشتری توسط فرمانده معظم کل قوا
 
 
بوسه سردار بر پیشانی فرمانده

میلاد حضرت هادی(ع)

سيج ولادت امام هادي -گردآوری سایت تبیان زنجان
امشب ای دل، مرا شب شادی است
در کف ما برات آزادی است
باب رحمت ز هر طرف شد باز
شب میلاد حضرت هادی(ع) است


 ... و امروز، همراه با انتظار سبز خود و تمام آرزوهای فراموش ناشدنی، لبریز از عشق، به شادمانیِ میلادش می نشینیم؛ چشم شیعیان روشن


دختر شهیدی که خوابش تعبیر شد

  پیکر مطهر و پاک شهید خالد حیدری اولین خلبان دوران 8 سال دفاع مقدس حضور شکوهمند مردم و مسئولان آذربایجان غربی از مقابل لشکر 64 پیاده ارومیه به سمت خیابان امام خمینی(ره) بر دوش مردم تشییع شد.

خانواده این شهید بزرگوار که از لحظه ورود پیکرش از مرز شلمچه به خاک میهن لحظه ای او را تنها نگذاشته بودند نیز در این مراسم حضور داشتند.

طلا حیدری تنها فرزند شهید خالد حیدری در حین تشییع پیکر پدر شهیدش که هنگام شهادت وی تنها 3 ماه داشته و هیچ خاطره روشنی به جز تعریف مادر و اطرافیان از پدر ندارد، به خبرنگار مهر گفت: خوشحالم که پدرم از غربت برگشته و خوابم تعبیر شد.

وی از دیدن هدیه گرفتن آهویی تنها سه روز قبل از شناسایی پیکر پدر شهیدش در استان کوت عراق در خواب می گوید و ادامه می دهد: وقتی خوابم را که فضای عجیبی داشت تعریف کردم هر کس تعبیر متفاوتی از این خواب برایم می گفت ولی سه روز بعد وقتی خبر پیدا شدن پیکر پدرم را شنیدم معنی خواب را فهمیدم.

طلا حیدری از دوران سخت بچگی که بدون حضور پدر گذشت گفت و ادامه داد: وقتی دختر کوچکی بودم به پابوس امام غریب رفته و به ضامن آهو متوسل شدم و از او خواستم پیکر پدرم را از خاک غربت به آغوش میهن و خانواده بازگرداند که با توجه به دیدن خواب آهو و پیدا شدن پیکر پدرم معتقدم امام رضا(ع) پدرم را به من هدیه داد.

فرزند این شهید بزرگوار که تصویر پدر شهیدش را در دست داشت با چشمانی پر از اشک، گفت: همیشه پدرم را کنار خودم احساس کردم و در هنگام پیدا شدن پیکر پدرم و در جیب لباس خلبانی اش عکس من پیدا شد، اسم پدرم خالد بود و همانند معنی اسمش برای همیشه جاودانه بوده و در ذهن و قلبها باقی می ماند.

بابا آمد..

مستند بازگشت پیکر مطهر خلبانان شهید

http://www.iribnews.ir/vod/VC_flv.aspx?item=3995



اعرالله جمجمتک

فاو عراق -91/7/23-تفحص شهدا






عید قربان

عید قربان زنده دارد یاد قربان‌گشتگان را

پاسداران و اسیران و به خون آغشتگان را

خیز و در این عیدقربان سوی قربانگاه رو کن

معنی بیت و حرم را در شهادت جست‌وجو کن . . .


اولین استفاده از گلوله های سمی و آتش زا

اولین استفاده از گلوله های سمی و آتش زا:

در حال که نبرد بین حق و باطل در تمام جبهه های اهواز ادامه داشت،شهر اهواز در نوزدهم دی1359 چهار بار هدف توپخانه دور برد دشمنان اسلام قرار گرفت.در ساعت10:40 و12:50 دقیقه گلوله های سمی و آتش زا دو ناحیه مسکونی در اهواز را هدف قرار داد که خوشبختانه به لطف الهی تلفات و خساراتی نداشت.

 

رجعت پرستوها

مراسم تبادل پیکر مطهر شهدا -شلمجه91/8/3

ادامه نوشته

دعای عرفه

مراسم دعای عرفه در جوار پیکر مطهر شهدای تازه تفحص شده (معراج شهدای اهواز91/8/4)


ادامه نوشته

بالاترین شخصیت تاریخ

بالاترین شخصیت تاریخ

امام باقر

امام خمینی (ره) :

« ما مفتخریم كه باقر العلوم [كه] بالاترین شخصیت تاریخ است و كسی جز خدای تعالی و رسول - صلی الله علیه وآله – و أئمه معصومین - علیهم السلام - مقام او را درك نكرده و نتوانند درك كرد ، از ماست » (1) .

یكی از نكاتی كه با تأمل در وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام (ره) به آن می رسیم این است كه ایشان از بین حضرات معصومین علیهم السلام فقط در مورد امام باقر علیه السلام این جمله را فرمودند ، شاید علتی كه در مورد این برجستگی در وهله اول به ذهن خطور می كند ، همان مقام علمی یا به عبارت دیگر شكافنده علوم بودن آن حضرت باشد و لقب مبارك « باقر » نیز همان طور كه می دانیم از جانب نبی مكرم اسلام صلی الله علیه وآله به حضرتش اعطا شده است! (2) و می دانیم كه صحابی بزرگ ، جناب جابر بن عبد الله انصاری برای تعلّم به خدمت حضرتش مشرّف می شد (3) اما با وجود این مقام شامخ و اعجاب بر انگیز علمی كه با مراجعه به روایاتی كه - چه در زمینه فقه و چه در زمینه معارف -  از آن حضرت وارد شده به آن پی می بریم، نباید از سائر ابعاد حضرت غفلت شود !

روزی عمر بن حنظله خدمت حضرت باقر علیه السلام مشرّف شد و عرضه داشت :

من گمان می كنم كه در نزد شما منزلتی داشته باشم !

حضرت فرمود : بله !

راوی گفت : من از شما درخواستی دارم .

حضرت فرمود : آن چیست ؟

راوی گفت : این كه اسم اعظم را به من یاد دهی !

حضرت فرمود : آیا توانایی آن را داری !

راوی گوید : گفتم : بله !

حضرت فرمود : پس داخل اتاق شو !

اسم اعظم خداوند از 73 حرف تشكیل شده و آصف بن برخیا تنها یكی از آن هفتاد و سه حرف را می دانست اما با این حال توانست كه به آن یك حرف تكلم كند و سرزمینهایی كه بین او تا تخت بلقیس بود محو شود و خلأی بین او و آن تخت ایجاد شود و او آن تخت را بردارد و همه این امور در كمتر از چشم بهم زدنی رخ داد.

راوی گوید : وقتی داخل اتاق شدم حضرت دست خود را بر زمین نهادند سپس اتاق [ به شكل عجیبی ] تاریك شد و بدنم شروع به لرزش و سر و صدایی نمود شبیه صدای رعد !!

سپس حضرت فرمود : حال چه می گویی آیا به تو یاد بدهم ؟!!

راوی گفت : نه ! آن گاه حضرت دست خود را از زمین برداشتند و اتاق به وضع اولیه خود بازگشت ! (4)

و همان جناب جابر (5) از اباجعفر امام باقر علیه السلام نقل می كند كه ایشان فرمودند :

«اسم اعظم خداوند از هفتاد و سه حرف تشكیل شده و آصف بن برخیا تنها یكی از آن هفتاد و سه حرف را می دانست اما با این حال توانست كه به آن یك حرف تكلم كند و سرزمینهایی كه بین او تا تخت بلقیس بود محو شود و خلأی بین او و آن تخت ایجاد شود و او آن تخت را بردارد و همه این امور در كمتر از چشم بهم زدنی رخ داد !!

اما در نزد ما اهل بیت 72 حرف از آن 73 حرف موجود است لكن خداوند یك حرف را برای خود برگزیده است و لاحول و لاقوة إلّا بالله العلی العظیم !! (6)

حال به مغز كلام امام خمینی (ره) پی می بریم كه فرمودند : « كسی جز خدای تعالی و رسول صلی الله علیه وآله و أئمه معصومین علیهم السلام مقام او را درك نكرده و نتوانند كه درك كرد »!

آری چه كسی را یارای این است كه بفهمد تحمل 72 حرف از اسم اعظم یعنی چه ؟! 72 حرفی كه با هر یك از آن می توان در آسمان و زمین چنان تصرفی نمود كه در قرآن در داستان سلیمان و بلقیس بیان شده !!

و شاید اشاره به همین تحمل عظیم باشد این آیه كه فرمود : « إنا عرضنا الأمانة علی السموات و الأرض فأبین أن یحملنها و أشفقن منها و حملها الإنسان ... » (7) .

و منافات با این احتمال ندارد آنچه در ذیل آیه موجود است كه می فرماید : « إنه كان ظلوماً جهولاً » چرا كه ممكن است این ذیل ناظر به آن انسانهایی باشد كه تاب و توان تحمل این اسم را ندارند و به دنبال آن می روند. مانند آن راوی مذكور در روایت بالا كه از تحمل اسم اعظم ترسید و یا مانند بلعم باعور كه قرآن می فرماید ما به او آیات خود را داده بودیم اما او به خاطر كم ظرفیتی از آن آیات منسلخ شد ، یعنی آنها را از دست داد ! (8)

                        آسمان بار امانت نتوانست كشید                   قرعه كار به نام من دیوانه زدند

پی نوشت :

1-صحیفه امام ، ج 21 ص397 .

2- كافی ،ج 2 ص 469 و470 .

3- همان : « وكان جابر بن عبد الله یأتیه فیتعلم منه » .

4- بحار الأنوار ، ج27 ص27 .

5- البته احتمال می رود كه مراد از جابر در این روایت جابر جعفی باشد نه جابر بن عبد الله انصاری لكن جابر بن عبد الله نیز همانطور كه گذشت از حضرت استفاده نموده است .

6- كافی ، ج1ص230 .

7- سوره أحزاب ، آیه 72 : « ما امانت الهی را به آسمانها و زمین عرضه نمودیم اما آنها از تحمل آن سرباز زدند و از آن امانت ترسیدند ، اما انسان آن را بدوش كشید ... » .

8- سوره اعراف ، آیه 175 .